خرید بک لینک
روی ِگفتن دوستت دارم را ندارم ،نه که جرئتش را نداشته باشم ها،نه...حرفم از نخواستن است از نداشتن،نمیشود گاهی ، دوستش داری اما اگر بگویی دلسرد میشود .واژه های گرم از دهان که بیرون می آیند سرد میشوند ،از دهان افتاده درست مثلِ چای در یک روز پر مشغله که وقت نمیکنی بنوشی اش ...میدانی سخت میگویی دوستت دارم اما او راحت میشنود .تقصیر آنها هم نیست،نداشته اند ، نخواسته اند و نمیخواهند داشته باشند آدمهایی را که بی غرور عشق میورزند .دوست داشتنش جرئت میخواهد ،داشته ام که مانده ام ...اما این روزها غرور همه چیز را وارونه کرده است ،نمیگویم دوستش دارم تا دوستیِ عاشقانه اما سادهِ یمان بهم نخورد !!#مائده_زمان

برچسب: نویسنده: حامد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:29

هركسی در رابطهاش تا يكجايی پيش قدم ميشودتو حرف نميزنی، او ميزندتو سراغی نميگيری، او ميگيردتو دلتنگش نميشوی، او ميشودتو دوستت دارم نميگويی، او ميگويداما يكجا با هميشه فرق ميكندتو نميروی، او ميرود!ميدانی هر آدمی تا يكجايی در رابطهاش پاپيش ميگذارد،تا رابطه را حفظ كنداما هرچيزی كه يكطرفه باشد خسته كننده ميشود و آن آدم جا ميزند!و از يكجايی به بعد ميفهمد تلاش بيهوده است و رفتن بهترين راه...آنجاست كه ديگر فقط تو ميمانی و تو!#نيلوفر_رضايی

برچسب: نویسنده: حامد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:29

ما بايد يك روز از هم جدا میشديم.همينقدر اتفاقی، همينقدر ناگهانی...اصلا مگر ما تعيين كرديم كه كِی، كجا، چطور همديگر را ببينيم؟اصلا از كجا معلوم؟ شايد تقدير هم بارها برای اين سال،اين روز، اين ساعت و اين دقيقه،برنامه ريزی كرده تا ما بدون هم شروعی تازه داشته باشيم.بيا منطقی نگاه كنيم...ما حداقل اين فرصت را داشتيم كه همديگر را تجربه كنيم...انقدر خوش شانس بوديم كه با هم برای هم زندگی كنيم، انقدر بخت يارمان بود كه با هم باشيم و بفهميم نميتوانيم با هم ادامه بدهيم.خدا انقدر دوستمان داشت كه حسرت يكی را بر دل ديگری نگذاشت....اگرچه تلخ اما ترجيح ميدهم نباشي و ساعتها به تو فكر كنم تا اينكه باشي و از بودنت هيچ نفهمم.بيا منطقی نگاه كنيم...ما بايد يك روز از هم جدا میشديم.همينقدر اتفاقیهمينقدر ناگهانی...#پویا_جمشیدی

برچسب: نویسنده: حامد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:29

صفحه بندی